آخرین روزهای ارمنستان!

خب من این برخورد ها رو دوست ندارم. برام مهمه جایی زندگی کنم که وقتی به کسی میگم ایرانی هستم لبخند بزنه و هموطن صدام کنه. پلیس به پاسپورتم احترام بزاره . صحبت یه روز و دو روز مسافرت نیست، وقتی آدم میخواد یه عمر تو یه کشوری زندگی کنه، محترم بودن خیلی موضوع بزرگی میشه. همون چیزی که باعث شد من از ایران برم، غزیبه بودن تو شهری که به دنیا اومدم، بی احترامی دیدن از گروهبان گارسیا های دیپلمه و زیر دیپلم تو خیابون. نداشتن امنیت تو روز روشن، اینکه وقتی تو یه خیابون راه میری بیشتر از اینکه به جلوی پات نگاه کنی باید حواست به پشت سرت باشه که یکی نیاد یه حرکتی بکنه که تا عمر داری وقتی بهش فکر میکنی از خودت چندشت بشه. جایی که هنوز پسراش تو فیسبوکشون پست میزارن آیا اجازه میدید خواهرتون با یه مانتو بیاد بیرون که خط شرتش معلوم باشه یا نه. صادقانه بگم از سالهای آخر دبیرستان هیچ احساسی به ایران و ایرانی ها نداشتم و ندارم. پسرایی که هنوز تو فکر دختر باکره و کتک زدن خواهراشونند و دخترایی که هنوز میگند پسری که غیرتی نشه و تو گوشت نزنه و بهت اجازه مهمونی رفتن بده پسر نیست و سیب زمینیه.

خلاصه بعد از کلی تحقیق و برسی تو اینترنت و برسی های میدانی تو ونزوئلا و آلمان و هلند، یه شرکت آلمانی پیدا کردم که برای کشورهای مختلف و زبونهای مختلف کارشناس داره و کارهای مهاجرت و اقامتشون تو ونزوئلا رو انجام میده. تا حالا که پولی نگرفتند و فقط بهم گفتند باید چیکار کنم و قراره تو ونزوئلا پول رو بهشون بدم. امیدوارم واقعا کمکم کنند.

این روزها تمام وقتم به جمع کردن وسایل و کارهای فارغ التحصیلیم میگذره. راستش خوشحالم، ارمنستان روزهای خوبی بهم داد و تحصیلات حداقل بهتر از ایران، اما خب… ازمنستانه دیگه… هنوز بوی کمونیسم رو از در و دیوارای شهر و فرهنگ و زندگی مردم به وضوح احساس میکنی. اگه ایران و ارمنستان رو خاکستری در نظر بگیری ونزوئلا سبز پررنگ یا نارنجی جیغه.

سعی میکنم اینجا روزها و اتفاقات مهم و به درد بخوری که برام پیش میاد رو بنویسم، از مراحل قبل از سفر تا خود سفر و شروع زندگی جدی و همیشگی تو ونزوئلا. میدونم خیلی از مسافرها و مهاجرها وبلاگ زدند و بعد از دو سه تا پست دیگه فرصت ادامه دادن پیدا نکردند، من هم قولی نمیدم، اما سعی میکنم حداقل تا وقتی که تو ونزوئلا جا بیوفتم و اقامتم رو بگیرم اینجا باشم.

اگه سوال یا نظری راجع به این موضوع دارید بگید که بتونم بهتر اینجا رو جلو ببرم.

مرسی،

شیما

 

فیس بوک من!

/ 5 نظر / 107 بازدید
علی

سلام شیما جان خوب می نویسی ادامه بده و مارو در جریان کارات بزار شاید راهی جدید برا بقیه هم پیدا بشه شاد باشی

امیر

علت سفر واقعاً برام قابل درکِ. انگار خودم نوشته باشم این مطالب رو. واقعاً ممنون و حتماً/لطفاً ادامه بدین. طرز فکر جالبی دارید. فلسفه زندگی رو متوجه شدین. موفق باشید.

naser

Khili khob shima jan . Cheshmam ro bara mohajerat baz kardi. Zin pas .negahi ham be venezoela kham dasht

adel

سلام من 14ماه درونزوعلا زندگی کردم وضع مالیم زیاد خوب نیست خیلی دوست دارم برگردم وبمونم ایا میتونم کاری واسه خودم پیدا کنم چطوری ممنونم از همه راهنمایی هاتون

سعید

سلام ،شیما جان ،منم چند ماهیه که اومدم اینجا به نظر جالبه و جای خوبیه برای زندگی