پسرم جمال!
ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٦/٢٠   کلمات کلیدی: هزینه های زندگی در ونزوئلا ،بیزینس و کسب و کار در ونزوئلا

سلام

بار دیگر شیما مرادی به صحنه های بین المملی وبلاگ نویسی باز میگردد! البته احتمالا بعد از این پست دوباره میرم تو غیبت صغری خانوم اینا خمیازه


 
پست خارج از برنامه!
ساعت ۳:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۸   کلمات کلیدی:

سلام

یکی از عزیزان کامنتی گذاشته بودن که جوابشون یکم طولانی شد و ترجیح دادم همینجا بنویسم. البته کپی-پیست این کامنت به منظور آشنایی خوانندگان با سطح سواد ایشون نیست که توی سه خط دو تا اشتباه املایی و شیش تا اشتباه نگارشی داره، فقط حوصله نداشتم تایپ کنم. 

کامنت واصله:


 
برنامه های جدید من و هزینه های زندگی در ونزوئلا! 5
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٦/٧   کلمات کلیدی: بیزینس و کسب و کار در ونزوئلا ،هزینه های زندگی در ونزوئلا

سلام

هشت نه ماه از آخرین باری که اینجا نوشتم میگذره. واقعا توی این مدت فقط میتونستم هر از گاهی بیام اینجا و جواب کامنت ها رو بدم. خیلی شدید گرفتارم و انبار خیلی بیشتر از چیزی که انتظار داشتم گرفتارم کرده. تقریبا بیشتر روزها ناهارم رو ساعت سه و نیم چهار میخورم و تقریبا همیشه کارهای دفتری بار گرفتن و بار فرستادن رو تنها باید انجام بدم و بیشتر شنبه ها تا ساعت 12 کار میکنیم. دونفر کارگر جدید هم اضافه کردیم که کارهای پایین رو انجام بدن. الانم که دارم اینا رو مینویسم ساعت تقریبا یکه. کار تموم شد، یه دوش گرفتم و زنگ زدم برام غذا بیارن. گفتم تا غذا برسه انبار که تقریبا بیست دقیقه تا شهر فاصله داره بیام اینجا یه مطلب بنویسم.


 
درآمد، حداقل حقوق و خانه دار شدن در ونزوئلا
ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۳٠   کلمات کلیدی: هزینه های زندگی در ونزوئلا ،بیزینس و کسب و کار در ونزوئلا

سلام

 

تو هفته هایی که گذشت تونستیم تقریبا یک چهارم انبار رو پر کنیم و حساب های امسال رو ببندیم. با سرمایه ای که برامون مونده بود تونستیم دو تیپ پلی اتیلن و یه تیپ پلی استایرن بخریم. کم کم چک دادیم و کار رو جلو بردیم، تاریخ چک آخرین باری هم که رسیده برای دهم ژانویه سال آیندست که ما از روز سوم فروشمون رو شروع میکنیم.


 
از دست چه کسایی‌ فرار کردم اومدم ونزوئلا؟!
ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱٠   کلمات کلیدی: هزینه های زندگی در ونزوئلا ،فرهنگ ونزوئلا

سلام


یکی از کمدی ترین چیزایی که تو کل زندگیم شنیدم این بود که یه نفر چند روز پیش بهم ایمیل زده بود که《تو به امنیت ونزوئلا خوشبینی!》راستش یه ده دقیقه ای به حرفش فکر کردم و تو کف حرفش بودم! این حرف رسما یعنی اینکه تا حالا چند بار ازت سرقت شده و کشته شدی و نفهمیدی! 


 
مهاجرا چه شغل هایی دارن تو ونزوئلا؟!
ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱٠   کلمات کلیدی: بیزینس و کسب و کار در ونزوئلا

سلام


 
اقامتم اومد! / سیمان در ونزوئلا!
ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢٦   کلمات کلیدی:

سلام

بعد از چند ماه فرصت شد یه کمی بنویسم، نمیدونم پستم طولانی میشه یانه، ولی چیزایی که این مدت دیدم و یادگرفتم و کارهایی که کردم رو مینویسم.


 
هزینه های اجاره خانه در ونزوئلا!
ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱٦   کلمات کلیدی: هزینه های زندگی در ونزوئلا

سلام بچه ها جون. حالتون خوبه؟


امروز میخوام یه درس مهم بهتون بدم. ببینید مردم ونزوئلا تظاهرات کردن و آمریکای بدجنس مردم رو مسلح کرده و تو تمام ونزوئلا جنگ داخلی در گرفته، به طوری که همینجوری تو خیابون راه بری یحتمل بهت تیر میخوره و شهید میشی. خب غنچه های کوچیکم امیدوارم از این برنامه درس گرفته باشید و هیچ وقت تو کشورتون تظاهرات نکنید. پنگول هم از پشت صحنه به من میگه بهتون بیشتر سفارش کنم که از بدبختی هایی که تو تلوزیون بهتون نشون میدیم درس بگیرید.


 
خرید و فروش دلار و هزینه های زندگی در ونزوئلا! 4
ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٦   کلمات کلیدی: هزینه های زندگی در ونزوئلا

سلام.

هروقت من در مورد هزینه های زندگی تو ونزوئلا صحبت میکنم دوستان میگن که قیمت بولیوار به دلار رو بذار. یکی از دلایلی که تا حالا این کار رو نکرده بودم این بود که تو ونزوئلا هم مثل همه جای دنیا قیمت دلار روزانه تغییر میکنه. شما تو اروپا امروز بری بانک دلار بخری قیمتش با دیروز فرق میکنه، البته نه زیاد، اما به هر حال نرخ برابری ارز همه کشور ها شناوره و اصلا یکی از بخش های بزرگ بازار فارکس تبادل ارز کشورها و به دست اوردن سود از همین راهه. به خاطر همین تغییر کردن نرخ دلار من قیمت رو نمیذاشتم، برای اینکه دوست نداشتم وبلاگم تاریخ مصرف داشته باشه، ولی چند روزه تصمیم گرفتم یه بار قیمت دلار رو بذارم که کسایی که میخوان هزینه ها دستشون بیاد دید بازتری داشته باشن.


 
خارجی ها و خرید ملک در ونزوئلا!
ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱   کلمات کلیدی: بیزینس و کسب و کار در ونزوئلا

سلام.

امشب بعد از کلی چرخیدن تو ونزوئلا برگشتم خونه و البته با دست پر! بالاخره زمینی که مد نظرم بود رو پیدا کردم، تو مسیر کاراکاس به مرکز ونزوئلا، زمین مسطح و با اجازه ساخت. البته قرار نیست چیز زیادی ساخته بشه و فقط یه سوله 800 متری تمام برنامه ایه که دوستان چینیم برای اینجا دارن، از دو هفته دیگه کار ساخت شروع میشه. چند تا عکس از زمین میزارم.


 
کریسمس در ونزوئلا! (هزینه های زندگی 3)
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۸   کلمات کلیدی: هزینه های زندگی در ونزوئلا

سلام.

نسبتا مدت زیادی از آخرین باری که نوشتم میگذره. این مدت خیلی این شهر و اون شهر بودم. چند وقته دنبال یه زمین میگردم که برای انبار مناسب باشه، خیلی سعی کردم قبل از سال جدید یه جایی رو پیدا کنم، خیلی از شهرهای اطراف رو گشتم و خیلی زمین دیدم، ولی چیزی که مناسب هدف من باشه و قیمت مناسبی هم داشته باشه "فعلا" پیدا نکردم، ولی مطمئنم  چیزی که میخوام رو پیدا میکنم. (جای را مفعولی درسته؟) تا دو سه ماه پیش تصمیم داشتم برای کریسمس برم قبرس پیش یکی از همکلاسی های سابقم، ولی این سفرها رمقی برام باقی نذاشته. تعطیلات رو استراحت میکنم و بعدش دوباره میرم ونزوئلا گردی!

حال و هوای کریسمس خیلی وقته که ونزوئلا رو گرفته، شاید بیشتر از یه ماهه، یه سری عکس از این فضای معنوی و روحانی میذارم که ببینید ما چه میکشیم.


 
مقایسه ایران، ارمنستان، هلند و ونزوئلا! 1
ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٩   کلمات کلیدی:

سلام.

گاهی دوستام ازم سوال میکنن، از ونزوئلا راضی هستی؟ چرا هلند نموندی و اصلا چرا از ایران خارج شدی؟ اینکه چرا از ایران خارج شدم رو همیشه اینطوری جواب میدم که چرا شماها هنوز از ایران خارج نشدید؟ ولی ترک کردن ارمنستان و به خصوص هلند در شرایطی که خیلی راحت میتونستم با یه PhD و بعدش یه Post Doc اقامت اروپا رو بگیرم برای بعضیا که تو اون شرایط نبودن شاید سوال ایجاد کنه. سعی میکنم هلند و ونزوئلا و گاهی ارمنستان رو با هم تو زمینه های مختلف مقایسه کنم. نه جانبداری کشوری رو خواهم کرد و نه کشوری رو بر خلاف واقیعت زیر سوال میبرم. اول قصد داشتم ایران رو هم تو این مقایسه بیارم ولی هممون ایرانی هستیم و شرایط رو میدونیم، پس فقط چیزای خاص ایران رو خواهم گفت. همینطور سعی میکنم مطالبی رو بگم که رو ویکیپدیا و اینجور جاها نباشه، وگرنه خب ویکیپدیا از من معتبرتره مسلما، میرید اون رو میخونید دیگه، چه کاریه!

شاید بعضی از دوستان ساکن هلند، ارمنستان یا ونزوئلا با حرفهای من موافق نباشن، این ها فقط دیدگاه شخصی منه.


 
کسب درآمد از تورم / غارت در ونزوئلا؟!
ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٢٥   کلمات کلیدی: بیزینس و کسب و کار در ونزوئلا

سلام.

امروز بانک بودم و سیستم شماره دهی خراب بود و حدود ۴۵ دقیقه سرپا تو صف بودم. یه سری هیولا هم با لباس پلیس تو بانک بودن. من غیر از تو هلند آدم با این هیکل و قد و قواره ندیده بودم!

چند روزیه دوستان جدیدی به خواننده های وبلاگ اضافه شدن و تو همین چند روز چند تا تا سوال مشابه دریافت کردم و یه کامنت که با معذرت خواهی بابت کلمه بدی که داره آخر این پست میذارم.


 
هالویین در ونزوئلا! (هزینه های زندگی 2، دستمزد در ونزوئلا)
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱٢   کلمات کلیدی: فرهنگ ونزوئلا ،هزینه های زندگی در ونزوئلا

سلام.

امروز دفعه سومه که دارم این مطالب رو مینویسم، یه بار از رو گوشیم پاک شده و یه بار رو لپ تاپ با فرمت اشتباه سیو کردم و دیگه باز نشد. امیدوارم اینبار موفق بشم!

این چند روزه حال و هوای شهر خیلی درگیر هالووین بود. بچه ها مشغول لباس و ماسک خریدن، جوونترا سرگرم آماده کردن هالووین پارتی یا آماده شدن برای این مهمونی بودن و بزرگترا هم یا سرگرم تزئین خونه هاشون بودن و یا فروختن لباس ها و تزئینات و اینجور چیزا. تقریبا تو تمام تو محله ها و شهرکهای مرغوب شهری که من زندگی میکنم  همه خونه ها در و دیوار و باغچه های جلوی خونه هاشون رو با عروسکها و کدو و این جور چیزا پر کردن. به خصوص شبا که هوا تاریک میشه و چراغهای عروسکها روشن میشه شهر خیلی قشنگ میشه. من دنبال یه منبع مناسب فارسی در مورد هالووین میگشتم که به یه سایت رسیدم، دوستانی که میخوان راجع به هالووین بدونن میتونن به اینجا سر بزنن. اصولا ونزوئلایی ها دنبال سوژه میگردن که جشن بگیرن و از یه نواخت شدن زندگیشون جلوگیری کنن، فرقی نمیکنه این یه داستان ونزوئلایی، آمریکایی، چینی یا عربی باشه.


 
راه اندازی بیزینس در ونزوئلا!
ساعت ٢:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٦   کلمات کلیدی: بیزینس و کسب و کار در ونزوئلا

سلام.

از دو سه روز بعد از وارد شدنم به ونزوئلا کارهای مقدماتی و پیش نیاز ثبت شرکتم رو شروع کرده بودم، با دوستان چینیم سرگرم صحبت و تبادل نظر بودیم و تا همین پنجشنبه گذشته مشغول نوشتن بیزینس پلن کارم بودم. آقای راهنما و خانم وکیل شرکتشون هم دنبال کارهای کد اقتصادیم (ریف) بودن. امروز بالاخره کد اقتصادی صادر شد و برای باز کردن حساب به بانک رفتیم. کد اقتصادی ای تو ونزوئلا پایه ی تمام مبادلات قانونی شماست، بدون کد اقتصادی حتی خریدن یه جفت کفش هم غیر قانونیه. البته بیشتر وقتها برای صدور فاکتور از ونزوئلایی ها فقط شماره ملیشون پرسیده میشه که اون هم به کد اقتصادیشون لینک شده. اصولا حتی برای خریدن یه پفک هم باید اطلاعات شما ثبت بشه تا مالیات دادن برای همه افراد باشه، نه فقط حقوق بگیرها. کد اقتصادی ونزوئلا از نظر ظاهری در حال تغییره که البته به من همون ورژن قدیمی رسید، اما نمونه های جدید با هلوگرام و طراحی و کاغذ جدید امنیت بیشتری داره و استفاده ازش راحت تر و سریعتره. این هم عکس ریف و دسته چک جدید من در یکی از بانکهای خصوصی ونزوئلا:


 
زبان رسمی ونزوئلا!
ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٢   کلمات کلیدی: فرهنگ ونزوئلا

سلام.


فکر میکنم بیشتر دوستان بدونن که زبان رسمی ونزوئلا و بیشتر کشورهای آمریکای لاتین اسپانیایی یا با اسم رسمی و ادبی "کاستجانو/کاستیانو" ست. زبانی با پایه ی رومی که به لحاظ تکلم به عنوان زبان مادری رتبه دوم و مجموع افرادی که به این زبان صحبت میکنن رتبه سوم را در جهان داره. اسپانیایی در سال ۱۹۹۹، زبان مادری ۳۵۸ میلیون نفر بوده و مجموعاً ۴۱۷ میلیون به زبان اسپانیایی صحبت میکردن. الان در سال 2013 این تعداد به بیشتر از ۵۰۰ میلیون نفر رسیده. در آمریکا حدود ۱۶ درصد جمعیت به زبان اسپانیایی حرف میزنن و حالا زبان اسپانیایی زبان دوم در امریکاست. اصولا وقتی صحبت از ادبیات باشه معمولا به زبان اسپانیایی کاستجانو/کاستیانو گفته میشه. برای مثال تو دانشگاه ها یا مدارس ونزوئلا به درسی که ما تو ایران به نام ادبیات زبان فارسی داشتیم کاستجانو/کاستیانو میگن. (ادبیات زبان اسپانیایی)


 
مراسم خاکسپاری در ونزوئلا!
ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢٤   کلمات کلیدی: فرهنگ ونزوئلا
سلام. 
با نهایت تاسف و قلبی سرشار از اندوه دیروز صبح با خبر شدم که مادربزرگ یکی از صمیمی ترین دوستان ونزوئلاییم به دیار باقی شتافته! من هم که سرم درد میکنه برای دیدن مراسم مختلف تو فرهنگ های متفاوت سریع شال و کلاه کردم برای سفری کوتاه به شهری که قرار بود مرحومه مغفوره به خاک سپرده بشن و دیدن چگونگی مراسم و رفتار بازماندگان.

 
امنیت در ونزوئلا!
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢۱   کلمات کلیدی:

سلام.

اگه تا حالا با اروپایی ها و آمریکایی ها در مورد ایران صحبت کرده باشید حتما این جمله ها رو از زبونشون شنیدید:

ایران؟ همون ایراک؟ (عراق)
تو ایران ماشین هست؟ یعنی با شتر این ور اون ور نمیرید؟
اینترنت؟ تو ایران؟ مگه کامپیوتر هست تو ایران؟
زنها رو هر روز تو حیاط خونشون سر میبُرن و سنگسار میکنن؟ پس فیلم سنگسار ثریا چیه؟
مگه زنها تو خیابون روبنده نمیزنن؟
و اخیرا: اگه حکومت اجازه میداد حتی مردم دوست داشتن شلوار جین بپوشن و موسیقی غربی گوش بدن! یعنی حتی!


 
کار و بیکاری در ونزوئلا!
ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱٥   کلمات کلیدی: بیزینس و کسب و کار در ونزوئلا

سلام.

امروز ساعت 2 بعدازظهر کلاس داشتیم، حدود 8 نفر مهاجر ایرانی و تاجیک و آلمانی ای که تو این شهر هستیم جمع شده بودیم، اما در موسسه بسته بود. تا ساعت 2:15 حال بدی نداشتیم، کم کم گفتیم یه تماس بگیریم. اول زن و شوهر آلمانی ها با راهنمای خودشون تماس گرفتند و جواب نداد، بعد من با راهنمای خودم تماس گرفتم و اون خیلی سریع گفت الان زنگ میزنم، پشت خط دارم صحبت میکنم و خداحافظی کرد، دیگه نگران شده بودیم، امروز هیچ مهاجر قدیمی ای نیومده بود و همه یکی دو ماهه بودیم، هیچ کس نمیخواست از استرسش حرفی بزنه ولی همه جوری همدیگه رو نگاه میکردن که یعنی پولمون پرید و وسط یه کشور غریب تنها موندیم. 10 دقیقه از تماس من گذشت که یه ایرانی که تقریبا یه هفتست اومده با راهنمای خودش تماس گرفت و همزمان راهنمای من هم به من زنگ زد و فهمیدیم که امروز روز شهرمونه و مدارس و دانشگاه ها و البته موسسه های علمی تعطیلند! خب آقای راهنما که میای این پستهای من رو میخونی، شما که راهنمای مایید نباید به ما بگید امروز کلاس نداریم؟ همکارهاتون نباید به اون آلمانی های بدبخت بگن؟ حالا ماها ایرانی هستیم و کلا تو تعطیلی بزرگ شدیم، اون بنده خداها از ترس 15 کیلو کم کردن. نمیدونم راهنماشون کی باهاشون تماس گرفت، ولی حسابی عصبانی بودن!


 
رفت و آمد و حمل و نقل در ونزوئلا!
ساعت ۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱۳   کلمات کلیدی:
سلام. 

همین الان از کلاس زبان برگشتم. یه ایرانی دیگه که دو روز پیش رسیده ونزوئلا هم به جمع زبان آموزان اضافه شده که واقعا هیچ چیز از زبان اسپانیایی نمیدونه و امروز اولین جلسش بود. من هم بعدازظهر بیکار بودم و زود رفتم موسسه و تو کلاس دوره مقدماتی هم نشستم و درسها رو گوش کردم. ایرانی تازه وارد خیلی پرانرژی و شاداب کلاس رو شروع کرد و خیلی خوب تمام مطالب امروز رو یاد گرفت. قراره که امروز بره خرید و هرچیزی که امروز یاد گرفته رو تو شهر تمرین کنه. من اصلا از این آدما نیستم که بگم هوش ایرانی ها اینطوریه، اونطوریه، ایرانی ها باهوش ترین آدمهای دنیا هستند و این حرفا، ولی انصافا ایرانی ها زبان خارجی رو خوب یاد میگیرن. تو هلند یه ایرانی رو میشناختم که بعد از هشت ماه به گفته خود هلندی ها، هلندی رو خوب صحبت میکرد و دوست پسر هلندی خودم یه دختر ایرانی رو تو نروژ میشناخت که تو مدت یه سال یه زبون عجیب غریب مثل نروژی رو کامل یاد گرفته بود. 

 
هزینه های زندگی در ونزوئلا!
ساعت ۳:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٩   کلمات کلیدی: هزینه های زندگی در ونزوئلا

سلام.

دو سه روزه که آپارتمانم رو تحویل گرفتم. از چیزی که فکر میکردم بزرگتر و تمیزتره. هرچند اجاره به نسبت ارمنستان خیلی مناسبتره، اما راستش یه کمی دلم میسوزه که تنهایی اینقدر پول برای اینجا بدم، باید یه فکری برای یه همخونه بکنم. هم هزینه مسکنم کمتر میشه، هم یه دوست جدید پیدا میکنم و دم غروب اگه خونه باشم دلم نمیگیره، اگه یه دختر دانشجو باشه تو درس خوندن میتونه کمکم کنه و حتی هزینه های روزمره زندگیم کمتر میشه.


 
کارکاس!
ساعت ٤:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٥   کلمات کلیدی:

....... (این یه نفس عمیق بود)

مُردم! خوابم میاد! آی! 34-35 ساعت سفر پوستم رو کند! 

امروز حدود ساعت 6:40 دقیقه صبح پام رو گذاشتم تو ترمینال فرودگاه کاراکاس. پیاده شدن از هواپیما کمی آهسته بود، اما مرتب. فرودگاه نسبتا خلوت بود، تو اون لحظه فقط مسافرای پرواز ما از کانادا تو ترمینال بودند. پاسپورت ها رو چک کردن، ولی من نتونستم کرم همیشگیم رو بریزم. همیشه سعی میکنم اول با افسری که داره پاسپورتم رو چک میکنه انگلیسی صحبت کنم و وقتی نتونست و قشنگ اعصابش به هم ریخت بعد باهاش اسپنیش حرف بزنم. ولی اینبار تیرم به سنگ خورد و دختره یک لهجه امریکایی ای داشت که من عملا سوسک شدم. فرم ورود رو پر کردم و طبق معمول پرکردن فرم که به جون بچم دوهزار دلار بیشتر پول همراهم نیست. دقیقا آخرین نفری بودم که تمام چمدونها و بسته هام به دستم رسید. البته با تعداد بسته هایی که من داشتم انتظاری غیر از این هم نمیرفت.


 
سفر!
ساعت ٢:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢٩   کلمات کلیدی:

سلام.

4 روز دیگه، یعنی 25 سپتامبر سفر من به محل زندگی همیشگیم آغاز میشه. حدود 31 ساعت سفر پیش رو دارم، اول از ارمنستان به مسکو با هواپیمایی روسیه که من عاشقشم، پرواز های منظم، غذای خوب، برخورد خوب و امکانات خیلی خوب تو هواپیما حتی تو قسمت اکونومی، یک ساعت و نیم تو روسیه خواهم بود، از اونجا به تورنتو کانادا بازم با پرواز روسیه، 11 ساعت ناقابل تو فرودگاه تورنتو که خداییش 22 ساعت هم اونجا باشی کمه، و پرواز هواپیمایی کانادا به مقصد کاراکاس. البته من اینجوری تو دنیا پیچ میخورم به خاطر اینه که از ارمنستان میرم، و اینکه اینجوری ورود و خروج های بیشتری تو فرودگاه های مختلف دارم و اعتبار پاسپورت قشنگ ایرانیمون رو یه کمی بالا میبره! اصولا من ویزای شنگن هم همیشه راحت گرفتم به همین دلیل بوده که همیشه بیخودی هم که شده راهم رو دور میکردم که تو دوتا فرودگاه بیشتر ورود و خروج بخورم! نیشخند  خلاصه ساعت 5 صبح به وقت ونزوئلا میرسم کارکاس.


 
آخرین روزهای ارمنستان!
ساعت ٦:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢۸   کلمات کلیدی:

سلام.

بالاخره بعد از 3 سال زندگی تو ارمنستان، 6 ماه زندگی تو آیندهوون هلند، دو تا 3 ماه و یه 5 ماه زندگی تو ونزوئلا تصمیم نهاییم رو برای مهاجرت همیشگی گرفتم. همونطور که گفتم قبلا هم مدتی تو ونزوئلا زندگی کردم،. مردم خونگرم و آروم، هوای خیلی تمیز، احترامی که به ایرانی ها میزارن، امکانات خیلی خوب حتی تو شهرهای خیلی کوچیک و هزینه زندگی مناسب در برابر اروپا و ایران اصلی ترین دلایل من برای رفتن به ونزوئلاست. امکانات هلند خیلی خوبه، مردم هم خیلی خوب و متشخصند، اما بیشتر سال هوا سرده و هزینه زندگی بالاست. ارمنستان هزینه زندگی مناسبی داره، اما امکانات زیادی نیست و آدمی که از مصاحبت باهاش لذت ببری خیلی زیاد پیدا نمیشه. برخورد خوبی از مردم تو آلمان و فرانسه با کسایی که قیافه شرقی داشته باشند و به خصوص اگه بفهمند ماها کجایی هستیم ندیدم. فرانسوی ها خیلی تعجب میکنند وقتی میبینند تو به عنوان زبان دوم انگلیسی صحبت میکنی و نه فرانسوی،